Tuesday, August 28, 2012

آیا ما به سمت "ایرانستان" می رویم؟

چند سال پیش را به یاد میارم وقتی که داستان اسم خلیج فارس به نقطه اوج خودش رسیده بود و همین باعث شده بود که یک همدلی بین اکثر ایرانیان در فضای مجازی به وجود بیاد. همین چند وقت پیش بود که قضیه سه تا جزیره ایرانی باعث شد که بار دیگر ایرانی ها نشون بدهند که درباره تمامیت ارضی خودشون به هیچ عنوان شوخی ندارند و تحمل تجزیه ایران را به هیچ وجه ندارند

داشتم اتفاق های چند سال پیش را مرور می کردم و متوجه شدم که ما همیشه در این سالها فقط نسبت به اسم خلیج فارس و همان سه تا جزیره حساسیت زیادی نشان دادیم. غافل از اینکه در همین سالها، دشمنان ایران سرگرم بررسی طرح های خود برای تجزیه ایران با کمک برخی از دولت های خارجی هستند.از طرفی این قضیه کمی نگران کننده تر میشه که می بینی بعضی وقت ها ما پیش از حد با اسم همیشه جاوید خلیج فارس درگیر شدیم. آیا زمان این نیست که حساسیت ملی خود را در مورد نقاط 
دیگرکشورمان متمرکز کنیم؟ 



اگر دقت کنیم ، همه ما این را حس کردیم که اتفاقات چند ماهه گذشته سوریه به روزها و هفته های آخر خودش داره نزدیک میشه. همه ما میدانیم که هدف فقط حکومت سوریه نیست و مطمئنا بعد از سوریه ، ایران باید آماده تحولات زیادی بشود. اگه کمی اخبار چند ماهه گذشته را به صورت متداوم پیگیری کرده باشیم به این نتیجه خواهیم رسید که یکی از اهداف کشورهای غربی بعد از سوریه ، قضیه کردستان خواهد بود. فقط کافی است توجه داشته باشیم که ترکیه در هفته های اول درگیری های سوریه به شدت بی پروا تر از مخالفان بشار اسد حمایت می کرد ولی در این چند هفته گذشته ، ترکیه با محافظه کاری بیشتری حوادث سوریه را دنبال می کند و این نگرانی ترکیه را از تحولات پس از بشار اسد نشان می دهد

از طرف دیگر ، با پیگیری خبرهای اپوزوسیون خارج از ایران متوجه جریان های بیشماری می شویم که حزب های کوموله و حزب دموکرات کردستان که به شدت اختلاف های عمده ای داشتند و به قول معروف سایه هم را با تیر می زند، در حال حاضر متحد شده اند و در بیانیه هایی که صادر میکنند، نشانه هایی از وحدت ملی ایرانیان و یک کردستان آزاد در ایران دموکراتیک دیده نمی شود و بیشتر بوی جدایی و تجزیه را از بیانیه هایشان احساس میکنیم

به نظر نگارنده ، زنگ خطر برای تجزیه ایران از خیلی وقت پیش آغاز شده است و بسیاری از ما در این سالها غفلت کردیم و مسائل پیش پا افتاده را در اولویت قرار داده ایم. ضعف اپوزوسیون و روشنفکران ایران باعث شده که حتی خیلی از کسانی که مخالف حکومت اسلامی ایران هستند ، همیشه ترس تجزیه ایران را احساس کنند و این گفته عامیانه را بارها شنیدیم که "اگه ایران بخواد تجزیه بشه ، همان بهتر که جمهوری اسلامی بماند! ". چه بسا که حکومت ایران هم همیشه از این نقطه ترس مخالفان خود استفاده می کند و میداند که حزب های تجزیه طلب به نفع حکومت ایران و اهدافش کار میکنند

آیا واقعا وقت آن نرسیده که از خواب بیدار شویم و همان جدیت و تعصبی که نسبت به اسم خلیج فارس در چند سال گذشته داشتیم، نسبت به کردستان، آذربایجان، خوزستان،بلوچستان هم داشته باشیم؟ با همان اتحاد و همدلی و فضای یکدستی که در فضای مجازی به وجود آورده بودیم؟ 

بردیا مهرنیا

Saturday, August 11, 2012

هموطن چه انتظاری از سیمای میلی داری؟

امشب دوباره من و تو ، توان خواب نداریم. چه قدر این زلزله بد دردیه! هیچ وقت خاطره تلخ زلزله بم را فراموش نمی کنم. واقعا امیدوارم که این زلزله آذربایجان شرقی خیلی کم تلفات تر از زلزله های قبلی باشه. یادم نمی ره که زلزله بم هم تا چندین ساعت توسط همین حکومت جدی گرفته نشد و بعد از چند ساعت و مشخص شدن وسعت زلزله و آمار بسیار زیاد تلفات ، تازه حکومت از خواب بیدار شد. بماند که همون سال اتهاماتی به حکومت زده می شد که هم کمک های داخلی و هم کمک های  خارجی رو میدزده! البته بعد از گذشت چندین سال از اون زلزله ، میتوان حدس زد که چه قدر اون اتهامات به حکومت درست 
بوده؟


ولی چرا صدا و سیما امشب نمیتوانست از مراسم شب قدر چشم پوشی کند و با پوشش خبری مناسب، مردم و مسئولین را از عمق فاجعه در چند استان شمال غربی ایران با خبر کند؟ مراسم شب قدر است! مردم توبه می کنند تا گناهانشان بخشیده شود. زلزله هم که توسط آقایون چند بار اعلام شده که خشم خداست! پس چه انتظاری ما ملت داریم که در این شب ، صدا و سیما برنامه های خودش رو قطع کنه و از آذربایجان بگه؟ چند نفر در طول پخش تصاویر زلزله در شب قدر ، به خود شب قدر شک خواهند کرد. به دین و اسلام بد بین خواهند شد؟ و تا حتی خود خدا را هم در ذهن زیر علامت سوال خواهند گذاشت؟ مردم عادی همیشه باید خواب باشند

در هر صورت این فرصتی است که ما به مردم آذربایجان نشون بدیم که عاشقانه دوستشون داریم و اونا عزیزترین هموطن های ما هستند و مطمئنا ایران بدون آذربایجان و مردمش هیچ وقت معنی نخواهد داشت. همان طوری که در این چند ساعت توی شبکه های اجتماعی همه مردم ایران عشق خودشون رو به هموطن های آذری خود نشون دادند. زلزله تلخ است ولی همدلی ما شیرین خواهد بود مخصوصا در این روزها که هر دشمن کوچک و بزرگی چشم به آذربایجان ایران دارد

زنده باد آذربایجان 

بردیا مهرنیا

Thursday, August 2, 2012

اختصاصی برای محمد رضا رحیمی و سعید مرتضوی



من فقط عاشق اینم ، وسط یه روز کاری 
بشی انفصال خدمت ، ببینم چه حالی داری

من فقط عاشق اینم ، توی کهریزک بمونم
ولی من صاحب بطری ، تو بگی که نمیتونم

من فقط عاشق اینم ، وقتی از همه کلافه م
واسه آسایش مردم ، بند دارتو ببافم

من فقط عاشق اینم ، عمری از خدا بگیری
اونقدر زنده بمونی ، تا به جای من بمیری

من فقط عاشق اینم ، روزایی که با تو تنهام
حرفای با ادبیم رو ، بذارم واسه فردا

عاشق اون لحظه ام که روی شونه هات بشینم
! ... حواست به من نباشه ، روی هیکلت